تبليغاتX
گل یخ


گل یخ

انسان ، بودن نيست ، شدن است
نوشته شده در ساعت 12:23 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

این پست به دلایلی حذف شد

نوشته شده در ساعت 10:32 AM توسط دخترک فانوس به دست| |

عشق فقط در داستانها با اسب سفيد به سراغ آدمها مي‌آيد!
نوشته شده در ساعت 11:5 PM توسط دخترک فانوس به دست| |


گاهي سكوت بيش از هر استدلالي به ما كمك مي كند


نوشته شده در ساعت 12:29 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

پياده روي در مسير خلوت و به تنهايي نتيجه بسيار خوبي خواهد داشت
نوشته شده در ساعت 11:59 AM توسط دخترک فانوس به دست| |



با توحکایتی دگر این دل ما بسر کند 



شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند


باور ما نمیشود در سر ما نمیرود

از گذر سینه ما یار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام


کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم


چاره کار ما تویی یاورو یار ما تویی

توبه اثرنمی کند مرگ مگر اثرکند


مقصدومقصود تویی عشقم و معبودم تویی


از تو حذر نمیکنم سایه مگر سفر کند

نمیرود


نوشته شده در ساعت 10:27 AM توسط دخترک فانوس به دست| |

از دل برود هر انکه از دیده رود
نوشته شده در ساعت 8:14 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من من خودم هستم و... تنهايي و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزد
نوشته شده در ساعت 10:54 AM توسط دخترک فانوس به دست| |

تخيلات مثل ريسمان درازي است كه هر چه مي‌كشي پاياني ندارد.
نوشته شده در ساعت 10:30 AM توسط دخترک فانوس به دست| |


در پشت شیشه های اتاق تو ان شب نگاه سرد و سیاهی داشت دالان دیدگان تو در ظلمت گویی به عمق روح تو راهی داشت


نوشته شده در ساعت 8:13 AM توسط دخترک فانوس به دست| |

وقتي با كسي عهدي مي‌بندي بايد به آن وفادار باشي. كسي كه عهدش را مي‌شكند و سر قولش نمي‌ماند، مانند يك سكه به زودي از اعتبار مي‌افتد.
نوشته شده در ساعت 11:14 AM توسط دخترک فانوس به دست| |

صادقانه مینویسم برای کسی که باید باشه و نیست
نوشته شده در ساعت 4:27 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

رفته است و مهرش از دل نمیرود

                                    ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست

ای ستاره ها ای ستاره ها ای ستاره ها

                                           پس دیار عاشقان جاودان کجاست

نوشته شده در ساعت 10:47 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

نوشته شده در ساعت 7:1 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

زندگی می کنی در من در لحظه های غایب اما حاضر گوشه دلم...نه تمام دلم یه روز ارزو کردم گوشه ای از بهشت خاکی مال من باشه و تو اومدی شدی بهشت و حالا ... حالا یه ارزوی زیبا دارم خدا به قلب پر از مهرت بهشت ابدی هدیه کند اینبار نه با لرزش رسا از اعماق قلب فریاد می زنم دوستت دارم...
نوشته شده در ساعت 3:36 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

خداحافظ ای معنای زندگی من خداحافظ ای شب و روز زندگیم اما بدان چشمهن اشکبارم فقط به تو خیره خواهد ماند ای سنگ صبور دلم ای اشکم ای روحم و ای وجودم تو به کس دیگه ای تعلق داری و من تو را به او میسپارم لحظه های بی تو معنایی ندارد و لحظه ای بیتو ارامش نخواهم داشت اما من شب و روز در کنارت فانوس بدست خواهم ماند برو برو و گوش بسپاربه روزهایی که در جواب گل سرخهایی که به تو می دادم فقط گل زردی تقدیمم می کردی گل زردی که سرما رو به وجودم می دواند سالها حسرت این را داشتم در حق من این ستم بود که در پشت دیوار به تمنای دل تو گوش بسپارم و بدانم سخنان محبت امیز تو فقط به گوش رقیبم خواهد رسید دستان من همیشه تمنای دستان گرم تو را دارد دستانی که هیچ وقت به من تعلق ندارد و لبی که هیچ وقت برای من از عشق زمزمه نکرد و چشمانی که مرا به زنجیر کشید ولی هیچ وقت به من تعلق نداشت گوش کن خوب گوشکن دلم مدتهاست اتش گرفته و هیچگاه خاموش نشد هیچگاه...دستانت را بیار و دستان سرد مرا در دست بگیر خواهش می کنم التماسم را اجابت کن قول میدهم اگر نزدم برگردی برای همیشه چون پروانه به دورت بگردم پس برگرد ای مرغ دلم ای ارزوی قلبی من و ای رویای شبهای تنهاییم برگرد و برای همیشه و برای همیشه مرا از این شهر ببر ما با هم خوشبخت خواهیم شد خوشبخت...حرف بزن حرف بزن و فقط کلمه ای بگو تا بدانم مرا بخشیده ای با من حرف بزن تا باور کنم دوباره به سویم برگشته ای دستانم را محکم در دستانت بفشار و به صورتم نگاه کن بعد از مدتها بگو عشق من تنها تو هستی کاش که میدانستی قلبم بی تو چه ها کشیده ای کاش میدانستی از وقتی که در دام تو افتادم یک شب سر بر بالین نگذاشتم و چشمه اشکم خشک شده به همین علت امروز نگریستم من دیگه یک چشمه خشک شده هستم خانه عشقم را خودت ویران کردی پس بیا تا با هم دوباره خانه را اباد کنیم
نوشته شده در ساعت 9:17 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

تا حالا به این فکر کردین کدوم ازاردهنده تر است گفتن چیزی و احساس پشیمونی از گفتن ان یا نگفتن چیزی و احاس پشیمونی از نگفتن ان 
نوشته شده در ساعت 1:52 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

من دیگه هیچی ندارم که نثار تو کنم تا فدای چشای مثل بهار تو کنم میدرخشی مثه یه تکه جواهر توی جمع من میترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم من مث شبهای بی ستاره سردو خالیم خوب میترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم تو مث قصه پر از خاطره هستی نمیخوام من بی نشون نشونه دارت بکنم تو که که بی قرار دیدن و شب و ستاره ای واسه دیدن ستاره بی قرارت بکنم مث دریا بی قراری نمیتونی بمونی من چرا مثه یه برکه موندگارت بکنم نه می خوام با تو بمونم نه برم اخه حیفه باز بخوام غصه دارت بکنم.

 .

 .

همه را میشنوم میبینم من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا تو بمان با من تنها تو بمانجای مهتهب به تاریکیه شبها تو بتهب من فدای تو به جای همه گلها تنها تو بخند اینک این من که به پای تو در افتادم باز ریسمانی کن از انموی دراز توبگیر تو ببند

 

نوشته شده در ساعت 3:23 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

نوشته شده در ساعت 5:38 PM توسط دخترک فانوس به دست| |

امشب ماه بود ستاره بود اسمون بود اما... تو نبودی..نمیدونم کجا بودی.زیر کجای این سقف نقره

ای.واسه من فرقی نمیکنه.میدونم عین پرنده هایی.نمیشه تو دستم نگهت دارم.یعنی نمیتونم.دلم

میخواد اما در توانم نیست.نمیدونم سعی کردم یا نه!!!!! ولی مطمئنم از عهده اش بر نمیام.خواستم داشته

باشمت.واسه خودم ولی نشد.تو مال موندن نیستی.من یه ستاره ام.ساکتم و ساکن.ولی تو

کهکشانی.اتیش میزنی و میری.میدونی اگه ستاره زبون داشت فریاد میزد نرو؟ میدونی ستاره دلش

میخواد بگه...؟ نه! نمیدونی .اخه تو مال اونی.مال اون.مال رفتن.میری و ستاره نگات میکنه...

حتی نمیتونه دنبالت بیاد.فریاد میزنه .....ولی بی صدا.حتی نگاش نمیکنی.چشمت به اون دور دوراس....

تو میری و ستاره ی تو تا همیشه چشم به راهت میمونه...

برو کهکشان من...

برو ویادت نره ستاره ی تو همیشه و تا ابد چشم به راهته...

برو ویادت نره اشکای بی رنگ ستاره پشت سرت رو گونه شه...

برو یادت نره ستاره ی سنگی هم قلبی داره دور از تو دست از تپیدن ور نمیداره...

برو ویادت نره ستاره تا ابد واسه هیچ خورشیدی چشمک نمیزنه...

بر ویادت نره ستاره تا ابد ستاره میمونه...

واسه ستاره هر روز یه سال میگذره...

لحظه سال تحویل ارزوهات رو بال فرشتها بذاروتا رسیدن به اسمون دعا کن صدای اجابت که به دلت رسید منو فراموش نکن. امیدوارم سال خوبی داشته باشی.

نوشته شده در ساعت 5:17 PM توسط دخترک فانوس به دست| |


Design By : Night Skin